آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
387
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
يزدگرد پس از وصول جواب اساقفه ، رؤساى خاندانهاى بزرگ ارمنى را طلب كرده همه را بزندان فرستاد . اينان در عين حال كه باطنا با خداى خود
--> است ثابت كند ، كه مندرجات كتاب اليزه و همچنين كتاب از نيك ، كه او نيز اصول عقايد مغان را تقريبا با همان عبارات اليزه بيان كرده ، هر دو يك شرح قديمى است ، كه در باب آيين مزديسنى وجود داشته ( بنابر مذهب زروانيه ) و مطالب اين منبع قديم در ترجمه حال شهداى سريانى و در عبارت مشهورى از تئودر موپوستى . بنقل فوتيوس ، ديده مىشود و اين از منبع بسيار معتبرى نقل شده است ( بالاتر ص 172 را ببينيد ) . ماريس Maries نظر ميه را در كتابيكه راجع بازنيك نوشته ( « Le Deo d'Eznki de Kelb » پاريس ) ، تأييد كرده است و موضوع را از ريشه مورد تحقيق قرار داده است و بعدها آكينيان ( ص 2 ، ص 797 ) هم به همان كار پرداخته است من با تصديق قول دو دانشمند مذكور تصور ميكنم روايتيكه لازار فرپى آورده است ، در كليات صحيح است و روحانيون عيسوى ارمنستان آن نامه را كه حاوى شرح عقايد زردشتيان بوده ، نديده انگاشته و حتى باز هم نكردهاند . اگر اينطور باشد ، بايد گفت چون در زمان اليزه متن فرمان مهرنرسه موجود نبود ، مورخ مذكور براى رفع نقيصه پيش خود هم شرح اصول عقايد زردشتى و هم رد آن را سراپا ساخته است و اين دو ظاهرا هرگز وجود خارجى نداشته است و براى ساختن شرح عقايد زردشتيان از يك رساله ( بعقيده شدر ، مجله شرقى آلمان ، 95 ، ص 280 يك رساله عيسوى ) ، كه مأخذ يادداشتهاى تئودور موپوستى و ازنيك و ديگران نيز بوده است ، اقتباساتى كرده است . با وجود اينها نامه مجهول مهرنرسى ، كه اليزه نقل كرده است ، داراى اهميت است ، نه تنها از جهت اطلاعاتيكه مربوط بدين زردشت در عهد ساسانيان ميدهد ، بلكه چون نشان مىدهد ، كه در نظر زردشتيان كداميك از عقايد نصارى بيشتر منفور بوده است ، اين موارد اختلاف همانست ، كه در مجاهدات قلمى و مناظرات بين زردشتيان و نصارى در اعمال شهداى ايران ، كه به زبان سريانى است ، ذكر شده است . مثلا مطالب ذيل : اين عقيده نصارى خطا است كه گويند خيرات و شرور عالم از يك فاعل است و خدا غيور و حسود است و براى يك دانه انجير ، كه از درختى كنده شد ، مرگ را آفريد و نوع بشر را گرفتار آن نمود . « اين قسم حسد حتى در ميان بشر هم وجود ندارد ، -